بازارهای جهانی از مجموعه بزرگی از عوامل اقتصادی، سیاسی و رفتاری تأثیر میگیرند و دنبالکردن آنها تنها با یک نوع تحلیل دشوار است.
منابعی مانند یوتوتایمز میتوانند اخبار و تحلیل بازارهای مختلف را در یک محیط ارائه کنند، اما معاملهگر همچنان باید بداند هر داده چه کاربردی دارد و چگونه آن را تفسیر کند.
یک سایت خبری فارکس میتواند سرعت دسترسی به رویدادهای اقتصادی را افزایش دهد، اما خبر بهتنهایی برای تصمیمگیری کافی نیست. استفاده از یک مرجع خبری فارکس زمانی ارزش بیشتری پیدا میکند که معاملهگر خبر را با نمودار، شرایط اقتصادی و مدیریت ریسک ترکیب کند.
بهطور کلی سه نوع تحلیل اصلی برای دنبالکردن بازارهای جهانی وجود دارد: تحلیل بنیادی، تحلیل تکنیکال و تحلیل احساسات بازار. هر کدام بخشی از تصویر را نشان میدهند.
تفاوت انواع تحلیل بازار چیست؟
| نوع تحلیل | تمرکز | کاربرد |
| بنیادی | اقتصاد و اخبار | تشخیص علت حرکت |
| تکنیکال | نمودار و قیمت | تعیین نقاط مهم |
| احساسات | رفتار سرمایهگذاران | تشخیص Risk-OnRisk-Off |
| بینبازاری | ارتباط داراییها | تایید تحلیل |
هیچکدام بهتنهایی کامل نیستند. معاملهگر میتواند بر اساس سبک خود وزن بیشتری به یک روش بدهد، اما نادیده گرفتن سایر عوامل ممکن است باعث از دست رفتن بخشی از تصویر شود.
چگونه تحلیل بنیادی را مرحلهبهمرحله انجام دهیم؟

مرحله ۱: تقویم اقتصادی را بررسی کنید
ابتدا مشخص کنید در آن روز چه دادههای مهمی منتشر میشوند. نرخ بهره، تورم و اشتغال معمولاً اهمیت بیشتری دارند.
مرحله ۲: جهت سیاست پولی را مشخص کنید
ببینید بانک مرکزی در حال افزایش، کاهش یا حفظ نرخ بهره است.
مرحله ۳: شرایط اقتصادی را ارزیابی کنید
رشد، تورم و بازار کار را در کنار یکدیگر ببینید.
مرحله ۴: واکنش بازار را بررسی کنید
گاهی داده مثبت منتشر میشود اما قیمت برخلاف انتظار حرکت میکند. این موضوع میتواند نشان دهد خبر از قبل در قیمت لحاظ شده است.
چگونه تحلیل تکنیکال را به تحلیل اضافه کنیم؟

مرحله ۱: روند اصلی را مشخص کنید
ابتدا ببینید قیمت در حال تشکیل سقف و کف بالاتر است یا پایینتر.
مرحله ۲: حمایت و مقاومت را علامتگذاری کنید
سطوحی که در گذشته واکنش مهمی ایجاد کردهاند میتوانند دوباره مورد توجه بازار قرار گیرند.
مرحله ۳: واکنش قیمت را ببینید
شکست یک سطح بدون تثبیت همیشه معتبر نیست. رفتار قیمت پس از شکست اهمیت زیادی دارد.
مرحله ۴: حد ضرر و هدف را تعیین کنید
تحلیل بدون مدیریت ریسک تبدیل به برنامه معاملاتی کامل نمیشود.
مزایا و معایب هر روش تحلیل
تحلیل بنیادی
مزایا:
- کمک به درک علت حرکت بازار
- مناسب برای روندهای میانمدت
- کاربردی در زمان اخبار بزرگ
معایب:
- زمانبندی دقیق ورود را مشخص نمیکند
- تفسیر برخی دادهها پیچیده است
تحلیل تکنیکال
مزایا:
- تعیین سطوح ورود و خروج
- قابل استفاده در تایمفریمهای مختلف
- ساختارمند و قابل تکرار
معایب:
- ممکن است با خبر ناگهانی بیاعتبار شود
- تفسیر نمودار میتواند ذهنی باشد
تحلیل احساسات و بینبازاری چه کاربردی دارند؟
تحلیل احساسات نشان میدهد سرمایهگذاران تا چه اندازه ریسکپذیر یا محتاط هستند. بررسی سهام، طلا و شاخصهای نوسان میتواند در این زمینه مفید باشد.
تحلیل بینبازاری نیز ارتباط میان دلار، طلا، اوراق و سهام را بررسی میکند. این روش کمک میکند مشخص شود حرکت یک دارایی توسط سایر بازارها تایید میشود یا خیر.
روال پیشنهادی
یک معاملهگر میتواند تحلیل خود را با این ترتیب انجام دهد:
- بررسی اخبار و تقویم اقتصادی
- تعیین جهت اقتصاد و سیاست پولی
- بررسی روند تکنیکال
- بررسی بازارهای مرتبط
- تعریف سناریوی ورود و خروج
این ترتیب باعث میشود تصمیم بر اساس یک شاخص یا یک خبر گرفته نشود.
چگونه یک سیستم تحلیلی ساده و قابل تکرار بسازیم؟
داشتن چند روش تحلیلی زمانی مفید است که معاملهگر بداند آنها را با چه ترتیبی استفاده کند. بررسی همزمان دهها نمودار، خبر، اندیکاتور و داده اقتصادی نهتنها الزاماً کیفیت تحلیل را افزایش نمیدهد، بلکه میتواند تصمیمگیری را دشوار کند. یک سیستم مناسب باید اطلاعات اضافی را حذف کند و تنها دادههایی را نگه دارد که مستقیماً به تصمیم معاملهگر ارتباط دارند. برای مثال فردی که روی طلا فعالیت میکند بیش از بسیاری از دادههای فرعی به دلار، بازده اوراق، اخبار آمریکا و ساختار نمودار طلا نیاز دارد.
مرحله ۱: بازار اصلی خود را مشخص کنید
اولین قدم تعیین بازاری است که قرار است معامله شود. نیاز اطلاعاتی معاملهگر طلا با فردی که بیتکوین یا EURUSD معامله میکند کاملاً یکسان نیست. مشخص کردن دارایی اصلی باعث میشود اخبار و دادههای مرتبط از اطلاعات کماهمیت جدا شوند و زمان تحلیل کاهش پیدا کند.
مرحله ۲: سه لایه تحلیل ایجاد کنید
لایه اول میتواند بنیادی باشد و وضعیت نرخ بهره، اقتصاد و اخبار را مشخص کند. لایه دوم تحلیل تکنیکال است که روند، حمایت و مقاومت و محل فعلی قیمت را نشان میدهد. لایه سوم نیز شرایط احساسات و بازارهای مرتبط را بررسی میکند. با این ساختار، هر داده جای مشخصی در فرآیند تحلیل خواهد داشت و معاملهگر مجبور نیست تمام اطلاعات را با وزن برابر ارزیابی کند.
مرحله ۳: تنها در صورت وجود سناریوی مشخص وارد معامله شوید
هدف نهایی تحلیل پیدا کردن دلایل بیشتر برای ورود نیست. تحلیل باید مشخص کند در چه شرایطی معامله انجام میشود و چه اتفاقی باعث لغو آن خواهد شد. اگر جهت بنیادی صعودی است اما نمودار هنوز مقاومت مهمی را نشکسته، معاملهگر میتواند منتظر تأیید تکنیکال بماند. اگر شرایط متناقض است نیز کنار ماندن از بازار یکی از گزینههای معتبر محسوب میشود.
مرحله ۴: تحلیلهای گذشته را بازبینی کنید
ثبت پیشبینیها و مقایسه آنها با نتیجه واقعی بازار یکی از بهترین روشها برای تشخیص نقاط ضعف سیستم است. شاید معاملهگر متوجه شود وزن زیادی به اخبار داده یا برعکس، رویدادهای بنیادی مهم را نادیده گرفته است. این بازبینی باعث میشود سیستم تحلیلی بهتدریج متناسب با سبک شخصی معاملهگر اصلاح شود.
در نتیجه برای دنبال کردن بازار جهانی نیازی به استفاده همزمان از تمام ابزارهای موجود نیست. ترکیب محدود اما منظم تحلیل بنیادی، تکنیکال، احساسات و روابط بینبازاری معمولاً اطلاعات کاربردیتری ایجاد میکند. کیفیت تحلیل بیشتر به ترتیب استفاده از اطلاعات و توانایی تبدیل آنها به سناریوی مشخص بستگی دارد تا تعداد ابزارهایی که معاملهگر روی صفحه خود قرار میدهد.
